شعر گردانی  

((ايستاده ام،ايستاده ايی،استاده ايمم،جنگلم،تن به صندلي شدن نداده ام))
انسانی هستم ،مانند درختان در برابر سخن ها  و بدی ها استوار ايستاده ام.انسانی هستم که به هیچ چیزی تیکه نکرده ام و نمی دهم ،چرا،چون شايد همان تکیه گاه من یک روز مرا از پشت رها کند و آن موقع دیگر من چاره ايی دیگر نخواهم داشت.
نمی خواهم خود را جنگل تشبیه کنم ،جنگل درختانی دارد که با تلاش خود قامتی کشیده و استوار براي خود ساخته اند،و تنه محکم و سخت آن ها نشانه ی سن و غیره آنهاست.
م

ادامه مطلب  

اسير  

در اين جنگ من اسیر شده امدر اين جنگ نابرابراز فردا بايد بنشینم ونقشه فرار بكشمآرى ، مناسیر شده امبه هر طرف نگاه میكنمیا چشمانت راهم را مى بنددیا لبخندت و من اين میان ، تنها ايستاده اماسیر و سرگردانايستاده ام در جايى كه همه ى راهها به تو ختم مى شودهمه ى راههاى فراردر اين جنگ نابرابر من اسیر شده ام .
 

ادامه مطلب  

يخچال ايستاده  

یخچال ايستاده :::: مناسب براي نگهداری و نمايش مواد غذايی با بهترین شرايط میباشد. یخچال ايستاده مناسب براي استفاده در سوپرمارکت ها، فست فود ها، فروشگاه هاي زنجیره اي،سلف سرویس ها،رستوران ها و … میباشد.وزن یخچال ايستاده ۷۰ کیلوگرم بوده و حجم خالص دستگاه ۳۲۴ لیتر میباشد


مشخصات دستگاه

نام دستگاه
یخچال ايستاده دو درب – Gem

گارانتی شده توسط
استیل وان

مدت گارانتی
۱ سال

حجم (خالص(
۳۲۴litr

حجم (نا خالص(
۳۷۵litr

وزن
۷۰kg

میزان دما
+۱/+۱۲

نوع گاز
R134a

ابع

ادامه مطلب  

اينجا که من ايستاده ام...  

شايد نزدیک دو ماه پیش بود که با آن حال وحشتناک  گوشی را برداشتم و شماره ی آن مشاور را گرفتم تا شايد بتواند کاری برايم انجام دهد... و او قرار ملاقات را در یکی از کلاس هاي اين موسسه گذاشت... و کمی نگذشته بود که بغض هاي تلخ من شکستند و اشک هايم جاری شدند... 
و حالا  من  براي تدریس و مصاحبه در اين آموزشگاه دقیقا در همان مکان ايستاده ام...
با یک تابلو  
و ماژیک هاي رنگی که به دست من سپرده می شود تا مبحث مورد نظر را تدریس کنم ..  
راست می گویند که دنیا خیلی

ادامه مطلب  

اينجا که من ايستاده ام...  

شايد نزدیک دو ماه پیش بود که با آن حال وحشتناک  گوشی را برداشتم و شماره ی آن مشاور را گرفتم تا شايد بتواند کاری برايم انجام دهد... و او قرار ملاقات را در یکی از کلاس هاي اين موسسه گذاشت... و کمی نگذشته بود که بغض هاي تلخ من شکستند و اشک هايم جاری شدند... 
و حالا  من  براي تدریس و مصاحبه در اين آموزشگاه دقیقا در همان مکان ايستاده ام...
با یک تابلو  
و ماژیک هاي رنگی که به دست من سپرده می شود تا مبحث مورد نظر را تدریس کنم ..  
راست می گویند که دنیا خیلی

ادامه مطلب  

تو اما هنوز ایستاده ای!!!!!  

چند سال بعد روزی که فکرش را نمیکنیم باهم روبرو میشویم
تو از روبرو می آیی..با همان پرستیژ مخصوص بخودت قدم برمیداری
فقط کمی جا افتاده تر شده اي...
قدم هايم آهسته تر میشود...
به یک قدمی ام میرسی و با چشمان نافذت مرا کامل برنداز میکنی...
درد کهنه اي از اعماق قلبم تیر میکشد...
و رعشه اي می اندازد بر ستون فقراتم.
هنوز بوی عطرت را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده اي...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت میکنم...
می ايستم و برمیگردم و میبی

ادامه مطلب  

دو  

حواسمان باشد کجا ايستاده ايم... 
در نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران سه هزار صندلي با پست مهم وجود دارد که مسئولان بر روی آنها نشسته اند ...براي استقرار اين نظام و ماندنش حدود دویست و نوزده هزار شهید داده‌ايم.یعنی براي هر صندلي هفتاد و سه شهید!!!و به تعبیری دیگر براي هر صندلي یك كربلا بر پا شده !!!!خوش به حال مدیرانی که شرمنده شهدا نیستند...

ادامه مطلب  

 

در اوج بی طاقتی روز هاي خوب به سر میبرم،به روز هاي بارانی و سرد و قدم زدن زیر باران،یا خاطراتی که فقط به گوشم خورده اند و با تمام وجود لمسش کرده ام،به کودکی ام که با چتر شکسته زیر باران ايستاده بودم و اطرافیانم معني کارم را نمی فهمیدند..به همان روزی که زیر باران دویدم به اتفاق دوستانم همان روز که هوا گرگ و میش بود و مادرم با چتر در نزدیکی خانه ايستاده بود..هیچوقت ان لحظه ها از ذهنم دور نمی شوند..دوست دارم همه ی اين خاطرات شیرین را گوشه ی قلبم برا

ادامه مطلب  

 

H
تا صب همش خاب دیدم كه داری میری ، دم انوبوس ايستاده بودیو یه پات روی اولین پله اتوبوس بود و روتو برگردونده بودیو داشتی منو نگاه میكردی همون موقع خ مسیج داد مسیجو باز كردم نوشته بود بیا همو ببینیم فكر میكنم دیگه وقتشه كه گذشته رو فراموش كنیم سرمو اوردم بالا تو از پله ها بالا رفتی بالا و روی صندلي ردیف سوم كنار پنجره نشستیو منو نگاه كردی گوشیشو هول دادم توی جیبم انگار كه خ فقط یه مسیج تبلیغاتی بود تو پشت پنجره از من كیلومتر ها فاصله داشتی انگا

ادامه مطلب  

 

چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم توی خیابان با هم روبرو می شویم. تو از روبرو می آیی.  هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده اي... قدم هايم آهسته تر می شود... به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی! درد کهنه اي از اعماق قلبم تیر می کشد... و رعشه اي می اندازد بر استخوان فقراتم. هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده اي... تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذه

ادامه مطلب  

شیراز - روز هفتم  

 
 
عصر رفتیم باغ عفیف آباد. معلوم بود که قشنگ است. اما من امروز را دوست نداشتم. می دانستم که داریم برمی گردیم. و شب رفتیم خداحافظی حافظ. نشستم درست کنار سنگ. دست ام روی سنگ بود. حافظ باز کردم و چه غزل هايی خواندم:
سحرم دولت بیدار به بالین آمد ...
درخت ها و کاشی ها و گره چینی ارسی ها در سکوت شب ايستاده بودند. شب هم ايستاده بود. با میترا و صالح عکس انداختیم. در عکس براي ابد ايستاده ايم. داشتیم از آنها هم خداحافظی می کردیم.
 
 
 
 

ادامه مطلب  

ایستاده روی پای تولید ملی  

 
تولید ملی با صفاتی مانند دانش بنیان بودن، عاری از فساد، درونزا و برونگرا، نخ تسبیح برنامه‌ عزیمت به سوی یک اقتصاد مقاوم است و در دنباله‌ خود نتايجی چون رونق اقتصاد و اشتغال، عدم وابستگی درآمد دولت به نفت، ارتقاء بهره‌وری، عدم وابستگی به واردات کالاهاي اساسی و غیره را در پی دارد.

ادامه مطلب  

 

هی میرویم و جاده به جايی نمی رسدقولی که عشق داده، به جايی نمی رسد چون کوه، پاي حرف خودم ايستاده امکوهی که ايستاده، به جايی نمی رسد! دریا هنوز هست ولی مانده ام چرااين رود بی اراده به جايی نمی رسد؟! دنیا همیشه عرصه ی پیچیده بودن استدنیا که صاف و ساده به جايی نمی رسد! تاریخ را ورق زدم و مطمئن شدمهرگز کسی پیاده به جايی نمی رسد ما را براي در به دری آفریده اندهی می رویم و جاده به جايی نمی رسد
حسین طاهری

ادامه مطلب  

12_1  

امروز كه از قبل برنامه ریزی كرده بودم  سر كارم نرفتم اونم بخاطر اينكه بفهمم اين حس دوست دختر داشتن كه در من هست از چی ناشی  شده .....ساعت نه و نیم صبح تا ساعت دوازده رفتم یه درمانگاه تامین اجتماعی  كه اونور شهر بودشنبه بودو خیلی شلوغ   روی همه صندليها نشسته بودن خیلیم آدم ايستاده  اول بايد دفترچه رو تحویل پذیرش میدادن و مینشستن رو صندلي تا از بلندگو اسمشونو صدا بزنه اونوقت برن تو صف انتظار مطب دكتر براي معاينه .... آدماي تو سالن اصلی چه نشسته چه

ادامه مطلب  

 

شهریور به نیمه اش كه می رسد
بوی خزان به پیشواز دل خسته ام می آید..
چه خوب است اين روزها كه هواي آمدن مهر حالم را خراب نمی كند .
. تنها تویی كه هنوز آن سوی آرزو هايم ايستاده اي
و صدايم نمی كنی ..
تا از پشت دیوار جنون آمیز لحظه هاي انتظار، بیايم و پیدا شوم ..
پیش از آنكه پايیز، مرا در بغض گلویش، گم كند و برود ...

ادامه مطلب  

عادت مي كنيم؟!  

غروب دلگیر بیمارستان است؛ از اينجا كه من نشسته ام كوه روی رگه ی خاكستری افق، سرد و غمزده و خاك آلود گویی در پايان جهان ايستاده است؛ به قطره هاي بی عجله ی سرم نگاه می كنم كه راهشان را به دست هاي مادرم باز می كنند؛ ما كه عادت كرده ايم؛ اين جمله اي است كه از ذهنم می گذرد؛ آیا عادت كرده گی اهمیت چیزها را تغییر می دهد؟ آیا دیدن رنج هاي مادرم كه عادت ما شده است خلق و خویی دیگر براي ما ساخته است؟ مادر چشم هايش را بست، آخرین قرص بعد از ظهرش را خورد و من از

ادامه مطلب  

عاشق ها ایستاده می میرند  

عاشق ها ايستاده می میرند
کارگردان:شهرام مسلخی

عاشق ها ايستاده می میرند را بیشتر بشناسید
رضا یک خبرنگار آزاد است که به طور اتفاقی سرنخ‌هايی از هیوا سرباز عراقی پیدا می‌کند که سال‌ها پیش رضا را در شرايط سخت جنگی نجات داده است. او براي جواب به مسائلی که سال‌هاست از اطرافیانش پنهان کرده عازم عراق می‌شود و ....
جمعه ساعت ۱۴.۳۰ از شبکه سه سیما

ادامه مطلب  

 

آداب خوردن آب در شب و روز

یکی از توصیه‌هاي پزشکی و نکات سلامتی در دین اسلام عمل به برخی آداب در زمان خوردن و آشامیدن است که امروز علم بشری هم اين توصیه‌ها را ثابت کرده و پزشکان تجربی به بیماران خود انجام آنها را سفارش می‌کنند.
 
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ايران(ايسنا)، از توصیه‌هاي مهم پزشکی دین اسلام نحوه غذا خوردن و نوشیدن آب است که همه ما انسان‌ها روزانه در وعده‌هاي مختلف با آن سروکار داریم. ازجمله نوشیدن آب به حا

ادامه مطلب  

منتظرم...  

مادربزرگ جان میگه : خبر خوب همیشه تو راهه و مالِ كسی میشه كه انتظارش رو میكشه .... من زل میزنم به جاده چون میدونم تو در انتهايِ اين جاده ی لعنتی و طولانی ايستاده اي، قدم قدم و آهسته می آیـــــی، امّــــــا می آیـــــی .... سخت منتظرِ خبر خوبِ زندگیم استوار ايستـــاده ام .... مالِ مَن شو ....

ادامه مطلب  

شعری در رابطه با نماز (رمز نماز)  

چون که با تکبیرها مقرون شدند / همچو قربان از جهان بیرون شدندمعني تکبیر اين است اي امیم / کاي خدا پیش تو ما قربان شدیم وقتِ ذبْح الله اکبر می کنی/ همچنین در ذبح نفْسِ کشتنیتن چو اسماعیل و جان همچون خلیل / کرد جان تکبیر بر جسم نبیل گشت کشته تن ز شهوت ها و آز / شد به بسم الله بِسْمِل در نمازچون قیامت پیش حق صف ها زد/ در حساب و در مناجات آمدهايستاده پیش یزدان اشک ریز / بر مثال راست خیز رستخیزحق همی گوید چه آوردی مرا / اندرین مهلت که دادم من تو را عمر خو

ادامه مطلب  

 

امروز مدام یك شعری توی ذهنم داشت . می چرخید.
 اخرش یه چیزايی از توش دو اومد كه یه بخشیش رو اينجا میذارم . 
شعر گفتن هم كاریست براي خودش بهتر از اينه كه ادم دو ساعت با تلفن همراهش حرف بزنه . نخند اون ماجراي زری رو یادته ؟ كه از همون دست :) تو خود حدیث  مفصل بخوان ...
من اينهارو براي تو می نویسم هر كس به خودش به خانومش  بر می خوره 
 
 نیاد بخونه ....بره تو تلگرام از اون قبیل پیامها رد و بدل كنه گشنمه ماه رمضون عید فطر مبارك  بعد بیاد بذاره فیسبوك هر چی با

ادامه مطلب  

ایستاده روی پای تولید ملی  

 
تولید ملی با صفاتی مانند دانش بنیان بودن، عاری از فساد، درونزا و برونگرا، نخ تسبیح برنامه‌ عزیمت به سوی یک اقتصاد مقاوم است و در دنباله‌ خود نتايجی چون رونق اقتصاد و اشتغال، عدم وابستگی درآمد دولت به نفت، ارتقاء بهره‌وری، عدم وابستگی به واردات کالاهاي اساسی و غیره را در پی دارد.
 
 

ادامه مطلب  

شعرگردانی  

شعرگردانی فعّالیّت  ص. 55
     ما یعنی همه ايستادهايم. می‌توانیم بايستیم ايستادن در ذاتمان است اگر آن را فراموش نکنیم. وقتی من، تو و او ما همه ايستاده باشیم همه باهم مفهومی واحد را بیان می‌کنیم. اين ما اگر درخت باشد جنگل می‌شود جنگلی که زنده باشد کسی را با او کاری نیست.
    برخی که از ايستادن خسته می‌شوند می‌افتند و می‌خواهند گوشه‌اي بنشینند و چه‌بهتر که آن‌ها هم نیمکتی شوند که در خود نیمکت نفس نشستن حضور دارد. اينجا تن دادن است و تسلیم.پ

ادامه مطلب  

رهبري و لباس نظامي  

روزی در محضر مقام معظم رهبری بودم كه فرمودند: من در زمان جنگ، همیشه با لباس نظامی در جبهه‌ها حاضر می‌شدم. اما تردید داشتم كه آیا مصلحت همین است كه من لباس پیغمبر (صلی ا...علیه وآله) را كنار بگذارم و اين لباس نظامی را بپوشم یا با همان لباس روحانی در جبهه‌ها حضور پیدا كنم؟ یك روز پنجشنبه كه از جبهه به منظور شركت در نماز جمعه به تهران آمدم، براي دادن گزارش مستقیماً از فرودگاه به جماران رفتم.
امام(ره) در پشت پنجره ايستاده بودند. من مشغول باز كردن ب

ادامه مطلب  

سرویس خواب آیدین  

 
توضیحات محصول
سرویس خواب آیدین
رنگ بندی بدنه:سفید و قهوه اي  انواع سرویس خواب   میز تلویزیون دیواری   زیر تلویزیونی  
جنس بدنه: MDF هايگلاس   زیر تلویزیونی ام دی اف   میز تلویزیون ال اي دی    میز تلویزیون ال سی دی 
جنس روکش:MDF هايگلاس   سايت مبلمان    میز عسلی چوبی  مدل ساعت ايستاده   
رنگ روکش: مشکی  ساعت ايستاده چوبی   قیمت ساعت ايستاده   ساعت ايستاده قیمت
اين محصول در دو نوع باکس دار و  کشو دار تولید می گردد لازم به ذکر می باشد که نوع

ادامه مطلب  

01  

از دور دیدنش. دلم هوری ریخت. داشتم از خوشحالی بال در میاوردم ولی حیف. 
 
خودش و زد به اون راه. داشت مثلا با موبايلش بازی میكرد و من و ندید.
 
یه چند قدم اونورتر كه رفت رو به دوستم كه كنار من ايستاده بود كرد و بهش سلام كرد. من همونجوری رو به یه نقطه ی رو به روم خیره شده بودم و مثلا هیچ اهمیت ندادم. دلم میخواست اون لحظه با صداي بلند گریه كنم.
 
 یعنی اينقدر از من متنفری؟ 
 
حالم ازت بهم میخوره لعنتی!!!! 
 
23/8/18 2:13PM

ادامه مطلب  

تیشرت یقه ایستاده +polo  

 
تیشرت یقه ايستاده +polo
شیک و زیبامورد پسند جوانان خوش تیپ
تیشرت ها قابل ست کردن هستند با انواع لباس ها مانند:
کلاه هاي لبه دار و مچ بندهاي رنگیصندل ,کفشهاي کتانی وکفشهاي تخت مانند کالجپیراهن هاي اسپرتجلیقه و کاپشن در زمستانشلوار جین , شلوار کتان و شلوارکتیشرتهاي تک رنگ گزینه مناسبی براي ست کردن با کتهاي اسپرتشال گردن هاي رنگی که میتوان به روشهاي مختلف بست و استايلهاي متفاوتی را تجربه نمود

ضمانت 10 روزه تعویض سفارشات

مطابقت کامل با مح

ادامه مطلب  

تعبير خواب دره + تعبیر خواب دربان  

تعبیر خواب دره +  تعبیر خواب دربانداستان سکسیتعبیر خواب - دره محمدبن سیرین گوید: اگر بیند در دره اي شد، دلیل كه در غم و اندوه گرفتار شود. اگر بیند از دره بیرون آمد، از غم و اندوه رسته شود. ابراهیم كرمانی گوید: دره در خواب، دلیل بر حج اسلام كند.  تعبیر خواب - درباناگر دیدید دربانی در خانه شما ايستاده مال و دارايی شما به خطر می افتد. کسی چشم طمع به پول شما می دوزد یا از شما چیزی مطالبه می کند که دارید و نمی خواهید بدهید. اگر دیدید خودتان جايی

ادامه مطلب  

391  

ايستاده ام رو به روىِ خودم در آینه. حالا دیگر موهايم سفید شدند.
از خانهء همسايه صداىِ اذان میآید. اذانِ ظهر.
چشمهايم را میبندم.
میخواهم به تو فكر كنم. به تو فكر میكنم.
صدايت میپیچد در من، در خانه:
"خدا تورو ازم نگیره، خلقِ خدا با خودم"
 
خودت را از من گرفته اى. خودم را از خودم.
چشمهايم را باز میكنم.
هیچكس در آینه نیست.
 

ادامه مطلب  

ایستاده در غبار  

ايستاده در غبار فیلمی است مستند گونه با پردازش عالی و نوعی از بیان که عالی منظورش را می رساند
دوستش داشتم
اگر چه لحظاتی در سینما دلم میخواست از جايم بلند شوم یک دوری بزنم و برگردم
حوصله سر بر نیست
شبیه اخبار است
 
ايستاده در غبار فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله والی‌نژاد محصول سال ۱۳۹۴ است.
اين فیلم براي حضور در بخش نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر انتخاب شد. ايستاده در غبار به خاطر خلاقیت‌

ادامه مطلب  

در بابِ دَریدن هفت آسمان یا یک همچین چیزی. سه  

یعنی تو ببین اوضاع و احوال را. رفته‌ام و یک لنگه پا ايستادهام در ايوان. که چه؟ سیگار آخر شب را دود کنم. پنج دقیقه، ده دقیقه، نمی‌دانم چه قدر آن‌‌جا بودم اصلا. به خودم آمدم و دیدم سیگار کجا بود؟ آن همه وقت ايستاده بودم آن‌جا و زیر لب می‌خواندم:
وه که جدا نمی‌شود نقشِ تو از خیالِ منتا چه شود به عاقبت در طلبِ تو حالِ من*
بعد برگشتم تا سیگارم را بردارم مثلا و در عوض نشسته‌ام اين‌جا به نوشتن از تو.
*سعدی

ادامه مطلب  

در بابِ دَریدن هفت آسمان یا یک همچین چیزی. سه  

یعنی تو ببین اوضاع و احوال را. رفته‌ام و یک لنگه پا ايستادهام در ايوان. که چه؟ سیگار آخر شب را دود کنم. پنج دقیقه، ده دقیقه، نمی‌دانم چه قدر آن‌‌جا بودم اصلا. به خودم آمدم و دیدم سیگار کجا بود؟ آن همه وقت ايستاده بودم آن‌جا و زیر لب می‌خواندم:
وه که جدا نمی‌شود نقشِ تو از خیالِ منتا چه شود به عاقبت در طلبِ تو حالِ من*
بعد برگشتم تا سیگارم را بردارم مثلا و در عوض نشسته‌ام اين‌جا به نوشتن از تو.
*سعدی

ادامه مطلب  

ایست قلبی...  

 قلب هايمان خیلی وقت است ايستاده برسر نامهربانی هاو بی مرامی ها ايستاده به احترام حق هايی که خورده شد به احترام اشک هايی که بی هوا روانه ی گونه هاي هم کردیم قلب هايمان ... ايستاده نبض زندگی هايمان آنگونه که می خواهیم نمی کوبد! دست هايمان سرد شده و گویی مغز هايمان یخ زده! نبض زندگی هايمان خیلی وقت است کند می زند و قلب هايمان در حال ايستادن است! حواسمان جمع زندگی هايمان باشد تا نبض عشق را در دست بگیریم و نگذاریم نامهربانی هاي روزگار نبض  زند

ادامه مطلب  

آتش  

اي شعله که می روی به سویشاز جانب من ببوس رویش
آتش!!! اي زیباي رقصان، امسال دستم به دامنت نرسید تا با تو عشق بازی کنم.
سال گذشته کنار اين آتش ايستاده بودم. به بلنداي خودم بود و نزدیکش که می شدم، گونه هايم را می سوزاند، دور که می شدم، دلم برايش تنگ می شد. حس گرمايش، تجربه ی جدیدی در زندگیم بود. صداي شاخه هاي سوزانش موسیقی جدیدی بود و رقص شعله هايش، عاشقانه اي را منتظر بود.کنارش احساس حوا را داشتم که بر در غار خوشبختیش ايستاده و منتظرست تا آدم از یکی

ادامه مطلب  

 

 
 
سر ریز می شود روی اتاق
شبی كه از حوصله آسمان سر رفته
لبانم خالی ست
تاریكی سكوت را به صدايم دوخته
بیداری خود را به خواب می زند
پنجره راه می افتد
           اتاق راه می افتد
                    خانه راه می افتد
من ...اما
همچنان ايستاده ام
روبروی فریادی كه مچاله شده
و از دهان قلمم 
                كلمات را بالا می آورد
مشق می كنم
انتظار را
         بغض را
                      نگاه را
باز هم اشك پا در میانی می كند
تا شعرم آرام گیرد

ادامه مطلب  

درباره یک "مرد"  

اين روزها خبری پیچیده که حکايت از زنده بودن "احمد متوسلیان" دارد. اين مرد زنده باشد یا نباشد براي من نماد شجاعت است. نمی دانم چرا هربار (و واقعا هر بار!) نام اين مرد را بر زبانم جاری میکنم انگار برقی وجودم را میگیرد، حتی همین الان هم وقتی میگویم "حاج احمد متوسلیان" تمام بدنم برق دار میشود! آشنايی من با اين مرد از مستند "آخرین روزهاي زمستان" بود، آنجا که بیسیم را بالا گرفته تا صداي آتشِ خط را فرمانده قرارگاه بشنود و باشجاعت خط را نگه داشته... . امیدو

ادامه مطلب  

از يك جايى به بعد(قسمت سوم)  

‎از یك جايى به بعد امید از دست میرود.. مى رود مثلن یك جايى شبیه یك دره ى عمیق مه آلوده.. وقتى لب دره ايستاده اى و دستاهات رنگ از دست دادن گرفته..  و كارى از دست كسى بر نمى آید..  امید از دست رفته را چى كسى مى تواند بازستاند.. وقتى لزومى براى امیدوارى آدم ها نمیبینید، دست كم میتوانید امید  را از آنها نگیرید.. لطفن امید را از هیچكس نگیرید.. نا امیدى آغاز خیلى چیزهاست..

ادامه مطلب  

آموزش حرکات دست و نفس گیری  

گام یازدهم : دستها در حركت قورباغه از سر پنجه تا انتهاي ساعد مسیر را به شكل عدد 5 فارسی طی می كنند . بدین صورت كه با نوك پنجه هاي دست همراه با نوشتن عدد پنج ، آب را به زیر بدن و چانه خود می كشیم و سپس دستها را در كنار هم زیر چانه جفت كرده ، از محل دندانه عدد 5 به جلو بر می گردانیم . سپس پنجه ها را كمی از هم فاصله داده و مهیاي اجراي حركت دست بعدی می شویم . اين تمرین را در حالت ايستاده ، روبروی دیوار تكرار می كنیم ... ادامه مطلب ...

ادامه مطلب  

فیلم ایستاده در غبار :)  

بالاخره رفتم و فیلم ايستاده در غبار رو دیدم
عالی بود...
چیز زیاد و حرفه اي از سینما نمیدونم ولی قد عقل خودم و دونسته هام اگه بخوام بگم...
خیلی جاها دیگه فراموش میکردی که فیلمه و مستند نمیبینی...
انتخاب دوربینا،زواياي تصویر،نوع  فیلم برداری،انتخاب بازیگر،کارگردانی...همشون اونقدر خوب بودن که آدم رو سر ذوق میاوردن براي دیدن فیلم...
یکی از بهترین جاهاي فیلم به نظر من شهادت شهید وزوايی بود....
همیشه فقط اسم خیابونو شنیده بودم و دیده بودم  ولی به نظرم

ادامه مطلب  

اقدام عجیب آزمون پس از گلزنی به بایرن + عکس  

 
 

سردار آزمون در اولین واکنش خود بعد از گلزنی به بايرن مونیخ اقدام عجیبی انجام داد.

Print
E-Mail
لینک کوتاه
 A 

 
به گزارش پارس نیوز، سردار آزمون در جریان دیدار روستوف برابر بايرن مونیخ گلزنی کرد تا تیمش به سه امتیاز حساس دست یابد.
 
مهاجم ايرانی روستوف بعد از اين بازی با انتشار تصویر خوشحالی اش بعد از گلزنی به بايرن متنی عجیب نوشته که در آن علیرضا جهانبخش را براي پیشرفت بیشتر به حضور در لیگ روسیه دعوت کرد!
 
وی نوشت: «جهانبخش من تو را دعوت می کن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1