دانلود آهنگ از خواب برگشتم به تنهایی ازvalayar  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین از خواب برگشتم به تنهايي ازvalayar+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدحس لایف | آموزش مسائل جنسی زناشویی ,دانلود رمان,دنلود آهنگ,دانلود زیرنویس فارسی فیلم و سریال،عکس

ادامه مطلب  

114  

تفریحات یه دانشجو هنر معاصر چیه خب یا گالری یا تاتر .امروز اشفته بعد از تاتر خواب أرام برگشتم پیش دوستام  یه سرگیجه عجیبیه واسه الودگی هوا یا هر چیزی انگار یكی مرتب مرفین تزریق میكنه .و من خواب خوابم .
یه ماهه مامانمو ندیدم و هر چی میگذره انگار نمیخام بیینم تنهايي به مثابه نفرت .دوری از همه چی شده دلت بخواد هیچكی و نشناسی اینً روزا حال خوبین غربت نشناختن ادما و هر چیزی ... هر دفعه تنهايي میرم تاتر یاد وقتایی میفتم كه با مامانم دوتایی و بعدش كلی

ادامه مطلب  

تو مثل من رویاتو میبافی  

از همین تریبون اعلام میکنم ک اینجانب خودمو با این آهنگه از خواب برگشتم به تنهايي. ...خفه کردم
همین الان برای بار 1000 ام پلی شد :/
تو مثل من رویاتو میبافی. . با دست من موهاتو میبافی. ....خورشیدو با چشمات روشن کن. ....یکبار ماهو
قسمت من کن....

ادامه مطلب  

خواب عجیب  

راستش تو ابن مدت از نوشته قبلی تا الان دومین باره خوابتو می بینم 
از خواب قبلی که تقریبا هیچی یادم نیس فقط یادمه موز میخوردیم 
اما این دفعه اولین بارم بود خواب به این عحیبی میدیدم خواب دیدم 
کشتمت اره کشتمت دقیق یادم نیست ی دعوا بود خوب تو جثه  ات بزرگتر از منه یادمه خیلی زدمت خیلی و تو کاری نمیکردی  و تو مردی و من فرار کردم به ی روستا با جای دور اما میدونستم اعدامم میکنن برگشتم همه جا پلیس بود و من رو دستگیر کردن هر چند میدونستم  و خودم برگشت

ادامه مطلب  

 

از خواب ها پرید، از گریه ی شدید
اما کسی نبود... اما کسی ندید...]
از خواب می پرم، از گریه ی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد
از خواب می پری از لمس دست هاش
و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش
از خواب می پرم می ترسم از خودم
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم
از خواب می پری سرشار خواهشی
سردرد داری و سیگار می کشی
از خواب می پرم از بغض و بالشم
که تیر خورده ام که تیر می کشم
از خواب می پری انگشت هاش در...
گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر...
از خواب می پرم خوابی که درهم است


ادامه مطلب  

یکی از هزار راه رسیدن ب آرامش  

وقتی امشب ب خانه برگشتم ذهنم خسته بود؛پس افتادم ب جان خانه:ظرف ها را شستم و هال و آشپزخانه را جارو زدم.خستگی ذهنی ب سختی ب خواب میروی اما با خستگی جسمی هم خواب راحت خواهی داشت هم ذهن سبک.. انگار خستگی های ذهنی را داده باشی ب خورد جاروبرقی یا با مواد شوینده معطر برای همیشه زدوده باشی شان.
خب هرکسی یک راهی برای آرام کردن خودش بلد است...
 

ادامه مطلب  

والایار  

از خواب برگشتم به تنهايي پل میزنم از تو به زیبایی چشمامو میبندمو میبینم دنیا رو با چشم تو میبینم دنیای من با عشق درگیره عشقی که تو نباشی میمیره عشقی که تو دست تو گل داده عشقی که به دست من افتاده تو مثل من رویاتو میبافی با دست من موهاتو میبافی خورشیدو با چشمات روشن کن یکبار ماهو قسمت من کن من پشت این پنجره میشینم بارونو تو چشم تو میبینم عیبی نداره چشمتو وا کن عیبی نداره باز غمگینم بازی نکن با قلب داغونم من آخر بازی رو میدونم حیفه بخوایم از هم جد

ادامه مطلب  

از خواب برگشتم ب تنهایی...  

 
 
 

 
از خواب برگشتم ب تنهايي
 
پل میزنم از تو ب زیبایی
 
چشمامو میبندم و میبینم
 
دنیاروبا چشم تو میبینم
 
دنیای من با عشق درگیره
 
عشقی ک تو نباشی میمیره
 
عشقی ک تودست تو گل داده
 
عشقی ک ب دست من افتاده
 
تو مثل من رویاتو میبافی
 
با دست من موهاتو میبافی
 
خورشید و با چشمات روشن کن
 
یکبار ماهو قسمت من کن
 
من پشت این پنجره میشینم
 
بارونو تو چشم تو میبینم
 
عیبی نداره چشمتو وا کن
 
عیبی نداره باز غمگینم
 
بازی نکن با قلب داغونم
 
من اخر بازی ر

ادامه مطلب  

 

امروز هم. 
تا ظهر خواب بودم. از زور ناراحتی در اوج گرسنگی حال و حوصله ی گرم کردن ناهار نداشتم. 
چای پشت چای. 
هر چه به عصر نزدیک تر شدیم زنده تر شدم. روی کوارتتم کار کردم. عالی عالی. 
این اثر مرا زنده می کند. یک ساعت پیش زدم بیرون. سیگاری. 
سه عدد شیرینی کم قند گرفتم و پیاده برگشتم
روی کوارتتم کار کردم و بهتر و بهتر شد. حین پیاده روی تفسیری از تم اول و دوم به ذهنم رسید که از خوشحالی به رقص آمدم. و ملودی هایی برای قسمت برگشت... 
حس می کنم روز پیروزمند

ادامه مطلب  

تصمیم گرفتم از غارم بیام بیرون...  

تصمیم گرفتم شروع به معاشرت با افراد کنم، هفته قبل چهارشنبه تولد یکی از دوستان بود و کلی خوردیم، خندیدیم و رقصیدیم.... شب جنازه رسیدم  خونه و تا وسایلم جمع کردم شد ساعت 2 و 5.5 صبح هم باید میرفتم فرودگاه، تو خواب و بیداری رفتم و ساعت 8.5 رسیدیم گرگان و نیم ساعت منتظر شدم تا دوستم بیاد دنبالم و دو دو روز خوب تو جنگل و هوای خوب روستای زیارت گذروندم و شنبه برگشتم سر خونه و زندگیم... دوشنبه شب رفتم مهمونی که مربوط به یک عده آدم هنری بود و قبل از شروع شدن خ

ادامه مطلب  

خرابکاری  

اهنگ من گریه تو میشناسم وقتی که .....و اهنگ دوست دارم .....
رویایت پشت در نمی ماند رو برداشتی!
چیز خاصی نیستن یه خرابکاری...یکی دوتا خواب ...یکی دوتا حرف بقیه اخه من این دوماه محرم اصلا جای و مراسم نرفتم  فقط فامیلمون کمک میخواست برا روضه زنونه گفت بهم رفتم و با گریه برگشتم... فکر و اضطرابای خودم...

ادامه مطلب  

توي خواب همه چيز خوب بود  

زیر لحاف گرم قرمز برای خودم غاری گرم درست كرده ام. كودك می شوم و همین غار را خانه خودم می پندارم . در این شب سرد نوك انگشتم كه از لحاف بیرون میزند یخ می كنم. شهامت این را ندارم كه از غارم بیرون بیایم. شب دراز است. همه فكرها رژه میروند. به بدترین تصمیمات گذشته فكر می كنم. شاید انقدرها هم بد نبوده اند. كاش می شد چرخید و برگشت به زمان . به آنجاییكه به خیلی چیزها اعتماد كردی و خیلی نداشته ها را انداختی تو جاده اصلاح. تو جاده ای كه همه چیز درست می شود. جاد

ادامه مطلب  

برگشتم.....!  

برگشتم بعد از حدود 2 سال.......
این 2 سال خیلی سخت بود .........هم از لحاظ حجم درس ها و استرسی که داشتم.......ولی خدا رو شکر به خیر تمام شد....
نیمسال 2 هستم .....فعلا وقت واسه استراحت و تفریح دارم....
در ضمن از دوستان قدیمی و کنکوری های 96 کسی کمک بخواد در خدمتم.
پ.ن:بیکاری بد دردیه به خدا........
پ.ن:باید یه کم مطالعه کنم  .....بعد کنکور هیچ کار مفیدی انجام ندادم!!! 
 

ادامه مطلب  

10  

از خواب برگشتم به تنهايي
پل میزنم از تو به زیبایی
چشمامو میبندمو میبینم
دنیا رو با چشم تو میبینم
دنیای من با عشق درگیره
عشقی که تو نباشی میمیره
عشقی که تو دست تو گل داده
عشقی که به دست من افتاده
تو مثل من رویاتو میبافی
با دست من موهاتو میبافی
خورشیدو با چشمات روشن کن
یکبار ماهو قسمت من کن
من پشت این پنجره میشینم
بارونو تو چشم تو میبینم
عیبی نداره چشمتو وا کن
عیبی نداره باز غمگینم
بازی نکن با قلب داغونم
من آخر بازی رو میدونم
حیفه بخوایم از هم جد

ادامه مطلب  

 

میگویند آب رفته به جوب برنمیگردد....هوای خوبی بود. باران لطیفی میبارید و من گمانم فراموشت کرده بودم. آرام قدم میزدم... نـ... نه.... فراموشت نکرده بودم. اصلا هنوز تو را ندیده بودم. آبان سال 83 بود. من رفته بودم اهواز و کارون هنوز آب داشت. کنار شط قدم میزدم انگار در خواب و فکر میکردم یک روز عاشق میشوم و عشقم موهای نرم و چشمهای روشن دارد. قدش بلند است. دندانهایش مثل برف سفیدند... میاورمش با هم کنار شط قدم میزنیم. برایم از رویاهای دور و درازش میگوید. از فکره

ادامه مطلب  

Cher  

یه نوار کاست سونی سبز داشتم که روش فقط نوشته شده بود Cher. تمام سال اول توی راه دانشگاه انگار که تو ضبط قدیمی پراید سفید بابل یازده گیر کرده باشه همون پخش می‌شد. اصلا اسم Cher رو که می‌شنوم برام مترادف همت، پل شیخ‌فضل‌الله‌ست.
امروز یهو برگشتم و چند تا آهنگش رو گوش کردم. از همون روزها تا حالا دیگه نرفته بودم سراغش. سرراست انگار برگشتم به هفده سال قبل. عجب.

ادامه مطلب  

خواب  

 
امانم را بریده اند خواب های آشفته. این خواب های آشفته ی رنگارنگ. این خواب های خواستن. این خواب های نداشتن. این خواب های لازم. این خواب های خوب خوب خوب خوب و ناگهان بد. این خواب هایی که می خواهی پایانی نداشته باشند اما دارند. این خواب هایی که می خواهی بنفش باشند اما نیستند. این خواب هایی که پرنده هایش مثل آدم ها صحبت می کنند و آدم هایش مثل پرنده ها؛ پرواز می کنند. این خواب هایی که گاوهایش همه لاغرند و تو همان فربهی هستی که باید خورده شوی. این گاوه

ادامه مطلب  

 

بخاری اتاق را روشن نکرده بودم. چون روی شمعک نبود. حوصله نکردم . همانطور خاموش خوابیدیم. از سرما بیدار شدم. مِهدی خواب بود. سردش نبود. من ولی مچاله شده بودم زیر لحاف. یادم آمد دیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود. گوشی را برداشتم. ترامپ جلو افتاده بود. مِهدی خواب و بیدار بود. گفتم "بیدار شو. ترامپ رییس جمهور شد". قوسی به تنش داد و پتو را بالاتر کشید و با زمزمه ای نامفهوم به گوشم رساند که " بی خیال. بگیر بخواب". ترامپ در اغلب ایالات به جز یکی دوتا، جل

ادامه مطلب  

تعبیر خواب  

یکی از بچه ها آشفته از خواب پریده.می پرسیم چته؟با کمال نا باوری برگشته میگه:نگران نباشید!خواب دیدم...
ما

ادامه مطلب  

تعبیر خواب  

یکی از بچه ها آشفته از خواب پریده.می پرسیم چته؟با کمال نا باوری برگشته میگه:نگران نباشید!خواب دیدم...
ما

ادامه مطلب  

خواب  

دل خوش از رویای توست از خواب بیدارم مكننه سخن از شعر گوی اینگونه بی تابم مكنمن ندیدم جز هوس از بزم و عیش و نوش توجام زهر از من بگیر و سرد و بیمارم مكنمن ز زیبایی تو در سینه ام دل ساختم پس نگو از زشتیت اینگونه ویرانم مكن من خوشم با یاد تو هرچند خیالی بیش نیستخواب تو زیباتر است ... / از خواب بیدارم مكن

ادامه مطلب  

 

همون راهی که من رو با خودت بردی همون رو من تک و تنهايي برگشتم صدام کردی تو اما پوچ و مصنوعی  ولی دیدی به این زیبایی برگشتم
 بگی میرم ولی می دونی مثل من  میون ما همیشه فاصله بوده تو هم خوندی مَثَل ها رو که می دونی ضرر را گر بگیری هر زمان سوده
نمی دونم،اگه اینجوری خوش بختی بگی میرم، بگی از زندگیت میرم میرم تا دک کنم  وابستگی  هاتو ولی تا آخرش درگیر درگیرم
تو باشی با کس دیگه، می دونم که برام درگیری از اینجا شروع میشه تا اون روزی که باشی و منم باشم و

ادامه مطلب  

خواب گذار  

بچه ها یه خبر خوب.من یه خواب دیدم می خوام شما تعبیرش رو برام پیدا کنید....
خواب می دیدم دادم قرآن می خونم....اونم با صدای خوب......همین طورکه داشتم می خوندم یه هو یه نفر صدام زد:بلند شو....آفتاب میاد ها....
نمی ذارن آدم قشنگ خوابش رو ببینه که....شما هم حواستون باشه...اگه کسی داشت خواب خوب می دید بیدارش نکنید....

ادامه مطلب  

تعبیر خواب  

 
به غارت رفت
یا خون گشت
یا محو تماشا شد
خدا داند چه پیش امد
دل دیوانه ی ما راا . . . ...
...........................................................................................................
حال اون شبم حاصل ش شد یک خواب ...
اما توام انگار می خوای یارانه من رو قطع کنی !
تو خواب خودت رو نشون ندادی
زنگ زدی ...
صدات رو شنیدم
 
 

ادامه مطلب  

 

امروز برای من یک روز خاص شد به خاطر کابوسی که دیدم . خواب دیدم که پسر اولم مرد ولی یادم نیست دلیلشو و این خواب خیلی کشدار و طولانی بود. جاش خالی بود توی خونه و توی مدرسه و من خیلی ناراحت بودم. بعد ولی در قسمت بعدی خواب من زنده بود. شب بود و من و م و دوتا بچه ها توی پیاده رو داشتیم میرفتیم که به یک فروشگاه پتو فروشی رسیدیم و من خواستم برای بچه ها پتو بخرم. دومی توی خواب هی از ما فاصله میگرفت و باز میوردیمش پیش خودمون. بعد یک دفعه من سرگرم خرید شدم که

ادامه مطلب  

خواب  

از اون زمانی که یادم میومد خواب نمیدیم برام جالب بود که دوستام میگفتن که خواب فلان ادم یا فلان وسیله رو دیدن من همش میگفتم که چرا من نمیتونم خواب ببینم راستشو بخواید حتی فکر میکردم ایراد دارم که نمیتونم خواب ببینم:) تا اینکه چند سال بعد کم کم منم خواب دیدنم شروع شد اوایل خواب های عادی و معمولی تا اینکه این چند مدت تبدیل شد به خواب های آشفته گاهی دعوا میکردم گاهی کتک میخوردم گاهی کتک میزدم گاهی با کسایی که دوستشون داشتم تو خواب قهر میکردم یه مو

ادامه مطلب  

بیخیال اینجا نمیشم  

دوست گلیا سلام برگشتم بنویسم وقتی دلم تنگ میشه برا شما برا مدرسه برا معلما وبلاگ نوشتنم میاد چه قدر دور شدیم از اون جو دوست داشتنیمون شاید دلیل اینکه مینویسم اینه که یک هفته است گوشیم خراب شده برگشتم به زمان نبود تلگرامشاید شما هیچ وقت نبینن این نوشته رو به قول زهرا بپذیرین فسیل شدن این صفحه رو... اما برا من فرق داره اینجا میخوام یادی کنم از هر 34 نفرمون و دلتنگیمو بروز بدم وبرم
دلم برا همتون تنگ شده هم برا فرنگ رفته ها تهران مونده ها تبریز امد

ادامه مطلب  

سفر به خرمشهر  

ساعت زنگ خورد و من با چشمی خواب آلود و تنی خسته از کار روز قبل از خواب بیدار شدم-ساعت 5.30 دقیقه ی صبح بعداز خواندن نماز و اماده کردن وسیله های سفر سری به ماشین پارک شده در پارکینگ زدم که با کمی آب و دستمال از جنس نانو مشغول به تمیز کردنش شدم تا برای سفری حداقل 12 ساعته اماده بشه ؛بعداز چک کردن آب و روغن ماشین و کمی هم اضافه نمودن روغن ترمز و آب به ماشین به واحد خودم برگشتم و وسیله های سفرم رو که در کوله پشتی م جا داده بودم به پارکنیگ آوردم و در صندوق

ادامه مطلب  

خانوم کچلو یه قصه هام  

خانوم کچلو یه قصه هام
**
 خانوم کچلو یه قصه هام
 شیرین  ه خواب و رویام
 عروسک رویا هام
 هنوز میاد به خواب هام
**
 هر وقت به خواب میرم من
 به خواب  ه ناز میرم من
اون باز میاد کنارم
ناز میکنه برایم
**
 هر وقت دلم میگیره
 غم رو سینهام مشینه
 می رم به خواب دوباره
 اون به یادم میاره
**
 هزار و یک ترانه
 دفتر دهم( کلاسپیدها)
 نام ترانه: خانوم کچلو یه قصه هام
توضیحات: سرایش95/9/4- بداهه
 ح-ب آیین 95/9/4
 

ادامه مطلب  

 

اسیمه می خیزم ز خوابتو نیستی اما دگرای عشق من بی من کجا تنها نرو من را ببر من بی تو میمرم نرومن بی تو میمیرم بمانبا من بمان زین پس دگرهر چه تو می گویی هماندر خواب آخر عشق مندر برگ گل پیچیدمتکی خوابم ای زیبا ترین در خواب شاید دیدمت

ادامه مطلب  

خواب و خیال  

امشب به خواب که هیچ
به خیالم هم نیامدی
اما دمش گرم
باد را می گویم
عطر نفس هایت را
بی هوا در فضا پراکند
بی آنکه بدانی,ثبت شدی
روی سطر سطر دلتنگیم
و من ریه هایم را
پر کردم از عطر دم و بازدمت
برای شبهایی که
به خواب که هیچ
به خیالم هم نمی آیی...
 
#باران_جهانگرد

ادامه مطلب  

جومونگ میشوم...!!!!  

خواب بودم،،،،،خوابٍ خواب...بیدارم کرد : 
 
 
ـ پاشو شیشٍ صبحه!!!! 
چشم هامو مالیدم و گفتم : بارون میاد؟؟؟؟  
ـ نه!!!!! 
ـ چقد زود صبح شد!!!!!
یهو صدای خندشون بلند شد!!!! 
با تعجب به ساعت نگاه کردم،،،،سه نصفٍ شب بود!!!!!  
عصبی شدم.گفتم : 
ـ شوخیه بی مزه ای بود،،،حالا ساکت شو میخوام بخوابم!!!!! 
ـ نه دیگه،،،،حالا که بیدار شدی میخوایم موزیک گوش بدیم!!!!! 
ـ میگم خفه شو بخوابم!!!!! 
یهو صدای موزیک بلند شد!!!نفهمیدم چی شد که عینهو پلنگ جویبار از روی تخت(طبقه ی دوم)پ

ادامه مطلب  

تهران زنجان  

دیشب عروسی ممدرضا پسر دایی سمیر رو رفتیم و ساعت 12.30برگشتیم و صب ساعت 8 بیدار شدم و رفتم زنجان با ماشین سمیر..12.30رسیدم زنجان و 13.15دفترپیمانکار رو پیدا کردم و 18 هم خونه خودمون...
وسط راه توو یه ساندویچی کر و کثیف همبرگر زدم و تووتاکستانم خرید انگور...
رفتم چک کار سه ماه پیشم رو بگیرم که خداروشکر گرفتم و اومدم...
خیلی خسته ام..
شانس آوردم که زنده برگشتم چون از دوراهی طالقان دیگه خواب بودم و نفهمیدم چجور رانندگی کردم..
ماشین خرابه..فردا صب میبرمش مکانیک

ادامه مطلب  

تهران زنجان  

دیشب عروسی ممدرضا پسر دایی سمیر رو رفتیم و ساعت 12.30برگشتیم و صب ساعت 8 بیدار شدم و رفتم زنجان با ماشین سمیر..12.30رسیدم زنجان و 13.15دفترپیمانکار رو پیدا کردم و 18 هم خونه خودمون...
وسط راه توو یه ساندویچی کر و کثیف همبرگر زدم و تووتاکستانم خرید انگور...
رفتم چک کار سه ماه پیشم رو بگیرم که خداروشکر گرفتم و اومدم...
خیلی خسته ام..
شانس آوردم که زنده برگشتم چون از دوراهی طالقان دیگه خواب بودم و نفهمیدم چجور رانندگی کردم..
ماشین خرابه..فردا صب میبرمش مکانیک

ادامه مطلب  

روزهای سرد  

این روزها سرد است و برفی من تنها توی خوابگاه و بچه هایی که نیستند  چار روز گذشت  شاید 7 روز دیگر پیش رو باشد تنهايي هم عالمی دارد 
دارم توی اتاق پادشاهی میکنم 
قلمرو من اتاق مرزهای به وسعت 12 متر
تنهايي ... سکوت... بدون ادمها ..... و سرد .....در کنار اشهای دست پخت نازنین خودم .... خواب و بیدار های دلخواه ..و درس خواندن های دلخواه 
 این روزهای تنهايي را دوست دارم 
این مدل تنهايي شیرین است

ادامه مطلب  

 

 فکر کنم دوشبِ پیش بود...
حدودِ ساعت 5 صبح، موزیک پلیر گوشی ام رو خاموش کردم...
شاید یک ساعتی خواب و بیدار بودم، هندزفری تو گوش ام بود.
واسه نماز که بیدار شدم، دیر هم بود شاید، حدودِ 6:20 شاید؛
یه چیزایی از خوابِ مبهمی که دیده بودم تو ذهن ام بود...
نمیدونستم دقیق چی بود و نمیدونم...
فقط فهمیدم یه چیزی مربوط به سوره مریم بود...
تو قرآنِ نصب شده رو گوشی ام آیه های اوّل اش رو سرسری خوندم، ترجمه اش؛
احساس کردم ربطِ خاصّی به حال و روزِ من نداره...
بی خیال اش شد

ادامه مطلب  

 

اخه چرا اولش انقدر روی خوش نشوون میدی
بعدش
تو کلاس اخلاقت از سگ برتره برادر من؟
معلم گيتار خر است
انگار من 18 ساله از روزی که به دنیا اومدم گيتار میزنم
برادر من کلا 10 دقیقه هست تو زندگیم دست به گيتار زدم
توقع باب دیلن روداره
خو توقعت رو بیار پایین
چه وضعشه
مرسی اه:/

ادامه مطلب  

ازداوج من...(داستان کوتاه)  

چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ». رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید:« مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته

ادامه مطلب  

 

هفته قبل مستندی را دیدم که در مورد تلاش دانشمندان برای ورود به دنیای خواب بود و در ان از این احتمال گفته شد که شاید در چند سال اینده بتوان خوابهارا ذخیره کرد و دید و این امکان که خواب شما ممکن است توسط اشخاص بیدار قابل مشاهده باشد ، شحصی می گفت دیگر در خواب هم ارامش نخواهیم داشت

ادامه مطلب  

تکلیفم چیه  

روزهای پشت سر هم تعطیل حوصلم سر میره...
نمازها چندتا درمیون بخاطر مشغله میخونم صبحها رو از خستگی خواب میمونم ولی ظهر و عصر رو راحتتر میتونم بخونم.
به خدا اصرار نمیکنم برای همسر شاید خیر نباشه. من چمیدونم! اما تو دعاهام ازش میخام.
نمیتونم راحت ارتباط برقرار کنم، از تنهايي رفتن به کوه و تفریحهایی مثل تیاتر و سینما میترسم.. اخه تا کی باید تنهايي طی کنم. یه دلم بهم میگه تنهايي برو تکلیف چیه وقتی همپا نداری باید تنهايي بری دیگه... چکار کنم بنظرتون؟

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی ممنون حالم خوبه تو خوبی ؟ 
چه خبر  خیلی ممنون که پیام دادی راستش همین روزا میرم تهران معلوم نیست 
نه مشکل دارم نمیتونم برم سر کار اونروز رفتم تا نصف راه برگشتم نمیتونم ولی خیالم راحته که کارم هست
راستش رفته بودم سمت داداشم گلستان بعد از اونجا رفتیم ساحلی خوب یود خوش گذشت با بچه ها 
الان ساعت یک هست تازه برگشتم خونه مستقیم وبلاگو باز کردم دیدم پیام دادی خوندمش خیلی ممنون بازم پیام بده خیلی خوشحال میشم خیلی 
راستش فردا

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی ممنون حالم خوبه تو خوبی ؟ 
چه خبر  خیلی ممنون که پیام دادی راستش همین روزا میرم تهران معلوم نیست 
نه مشکل دارم نمیتونم برم سر کار اونروز رفتم تا نصف راه برگشتم نمیتونم ولی خیالم راحته که کارم هست
راستش رفته بودم سمت داداشم گلستان بعد از اونجا رفتیم ساحلی خوب یود خوش گذشت با بچه ها 
الان ساعت یک هست تازه برگشتم خونه مستقیم وبلاگو باز کردم دیدم پیام دادی خوندمش خیلی ممنون بازم پیام بده خیلی خوشحال میشم خیلی 
راستش فردا

ادامه مطلب  

بیدار خوابی  

مثل همین جمعه ی آخر خرداد که شاید یک چهارم یا بیش ترش را خواب بودم و جز صدای باد و گاهی هم طوفان که پنجره را می لرزاند چیزی نمی شنیدم . خواب بودم اما چشم باز می کردم ، چشم می مالیدم ، گوشی ام را با یک دست گرداندن ساده کنار رخت خوابم پیدا می کردم ، نوتفیکیشن ها را چک می کردم : مرگ دو کارگر در اثر انفجار خط لوله ی گاز در شَهران ، غرب و جنوب غرب کشور دوباره زیر خاک مدفون شده . گوشی را می گذارم کنار ، همه جا در امن و امان است درست مثل تاریکی اتاقم که باد م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1